ضرغام نره ئی

خرید بک لینک
عروسکهای خیمهشببازی، طراحی جالبی دارند: مجموعِ چند نخ که به دست، پا و سرِ عروسک، متصلند. تمام حرکتها و بالا و پایین جهیدنها، وابسته به همین نخهاست و بدون این رشتهها، انگار عروسک فاقد روح و جان است. از همینروی، پر بیراه نیست که اعراب، به طنابِ سفت و محکمی که میتوان به آن چنگ زد، میگویند: «حبلالمتین».

به محض تولد، حبلالمتینِ پدر، مادر، دوست، وطن، خانه و خانواده، رشتههای محکمی بر تعلقات آدمی میافکنند. همینها هم میشوند پایههای زندگی و انگیزه برای ادامه دادن. اما، از مقطعی که یک به یک، «حبلالمتین»ها و اهرمهای زیستن، پوسیده و پاره میشوند دیگر معلق میمانی و میافتی در قعر چاه و هیچ رشته و رسن محکمی هم نیست که به آن بیاویزی و خودت را بالا بکشی. همین موقع است که رنگ پاییز و تابستان برایت فرقی نمیکند؛ اینجا یا آنجا بودن هیچ ترجیحی ندارد و حتی ذهن و روحت هیچ پاسخی ندارد برای این پرسش که: آیا فلان کس یا فلان چیز را دوست داری؟ درست میشوی، مثل یک پر، یا قاصدک که در هوا، ول و معلق است: بستگی دارد باد از شمال بوزد یا جنوب؛ و خب، وقتی در زندگی، حبلالمتینی نباشد مگر باد شمال با باد جنوب فرقی هم دارد؟

......

ما را در سایت ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت: 15:42

صفحه بندی